جامعه اطلاعاتي جهاني؛ گذر از الگوي حاكم
اين مقاله، رويكردي انتقادي است به الگوي «جامعه اطلاعاتي»1 و همزاد آن؛ «جهاني سازي»2. ادعاياصلي اين مقاله آن است كه حدود 45 سال پس از ارائه الگوي مشهور توسعه جهان سوم توسط «دانيل لرنر»3،جامعهشناس و نظريهپرداز آمريكايي توسعه و داعيه جهانشمولي آن، و نزديك به ربع قرن پس از به چالش كشيده شدن اين الگو از سوي برخي صاحبنظران منتقد جهان سوم
|
|
|
اطلاعات و انديشه جامعه اطلاعاتي (جامعه مبتني بر اطلاعات) 2
پيش از پرداختن به جريان اطلاعات و مسايل مبتلا به آن، لازم است به تعاريفي بپردازيم كه افراد در بحثها و گفتگوها مدنظر دارند. به ويژه فكر مي كنم، بررسي منظور افراد از به كار بردن اصلطلاح "جامعه اطلاعاتي" كاري مفيد باشد. پافشاري آنهايي كه با اين مفهوم موافقند و تاكيد آن ها بر اين كه تحولي در آستانه وقوع است.
|
|
|
نگاهي به جامعه اطلاعاتي و جامعه ايراني فن سالاري مستبدانه
جوامع نوين از آغاز تشكيل «جوامع اطلاعاتي» بودهاند. درك اين حقيقتضرورت دارد كه همه كشورها «جوامع اطلاعاتي» بودهاند، چرا كه توليد قدرت براي دولت، پيامد گردآوري، نگهداري و كنترل اطلاعاتي است كه در جهت اهداف رهبري جامعه به كار ميرود. اما در دولت - ملت با يكپارچگي اداري بسيار زياد و خاص خود، اين امر با استحكام بسيار بيشتري توام بوده كه تاكنون سابقه نداشته است. گيدنز، 178: 1985
|
|
|